مخاطب شناسی و مخاطب سنجی بحث مغفول نظام آموزشی

مخاطب سنجی؛ ضرورت بازنگری در برنامه هفتگی دانش آموزان
امروزه در برنامه ریزی برای سطوح مختلف مدیریت در سیستم های انسانی، توجه به مخاطب دارای اهمیت فراوانی است. شاید بحث مخاطب شناسی و مخاطب سنجی بیشتر در ادبیات روابط عمومی و رسانه مورد بحث قرار گرفته، اما در هر سیستم انسانی که هدفش تغییر نگرش و ایجاد رفتار جدید است، مخاطب شناسی اهمیت پیدا می کند.
آموزش و پرورش که برای یادگیری فعالیت کرده و یکی از اهداف اساسی آن ایجاد تغییرات پایدار در رفتار دانش آموزان بر اساس فلسفه تعلیم و تربیت حاکم است از مهم ترین نهادهایی است که باید برای مخاطب شناسی و مخاطب سنجی اهمیت فراوان قایل شود.

** تقسیم مخاطبان به انواع مختلف
در متون مربوط به مخاطب شناسی، مخاطبان به انواع مختلف تقسیم شده اند که می توان به این تقسیم بندی اشاره کرد:
براساس رفتار: یعنی رفتار مخاطبان موثر است
براساس دسترسی: اورت راجرز می گوید: بسیاری از آنان که به اخبار و اطلاعات نیازمندترند دیرتر به اطلاعات دسترسی پیدا می کنند. مثلا در مورد تنظیم خانواده، اخبار و اطلاعات به کسی می رسد که همه نوع امکانات را دراختیار دارد و حتی قادر است تعداد زیادی را اداره کند.
مبنای مراحل فراگرد: نیاز مخاطب در شرایط مختلف متفاوت است. در مرحله آگاهی دادن باید اطلاعاتی داده شود که کاملا با مرحله اجرا یا تثبیت فرق کند.
بر مبنای ویژگی های جمعیت شناسی: سن، جنس، شغل، اندازه خانواده، موقعیت فرد در چرخه حیات خانوادگی، درآمد، آموزش، موقعیت جغرافیایی، مذهب، نژاد و ملیت ویژگی های جمعیت شناسی مخاطب را در بر می گیرد. به عنوان مثال، تحقیقات نشان داده است که زنان مضطرب با دیدن مسابقات و نمایش های متنوع به آرامش می رسند، حال آنکه مردان مضطرب با دیدن برنامه های خشن و پربرخورد ارضا می شوند.
بر حسب باورها: مردم، بسته به تجربه ها، تاثیرات محیط و باورهای ذهنی دنیا را به شکل های گوناگون درک می کنند. مثلا در تبلیغ یا اطلاع رسانی در زمینه بهبود غذا و تغذیه، گروهی از مخاطبان برایشان زنده ماندن مهم است‏، اما در مقابل برای گروه دیگر «سالم ماندن» می تواند پیام مناسبی باشد.
بر اساس نگرش ها: همیشه پیامی که برای مخالفان یک تفکر ارسال می شود باید قادر باشد به «چرایی» پاسخ دهد، حال آنکه پیام موافقان فقط باید توضیحاتی در خصوص اهداف و برنامه ها باشد.
براساس منابع درآمدی: همواره در موضوع رعایت مسایل بهداشتی، متقاعد کردن مردم فقیر سخت تر از مردم متوسط و ثروتمند است. اقناع مردم کم درآمد به خرید لوازم و وسایل گران قیمت غیر ممکن است حتی اگر آن وسایل باعث آسایش و راحتی او می شود لذا در طراحی یک پیام با هدف مشابه برای مخاطبان با درآمد متفاوت نباید یکسان باشد.
براساس استفاده از رسانه ها: می‏توان مخاطبان را به شرح زیر تقسیم بندی کرد؛ خواننده روزنامه کثیرالانتشار، خواننده روزنامه محلی، شنونده رادیو و بیننده تلویزیون.
براساس موضوع و ارتباط: چهار گروه از هم قابل تمایز است:
الف ـ همگان های تمام مسایل، گروهی از مردم در همه جا فعالند. پس هر نوع پیامی را باید برای آنان ارسال کرد.
ب ـ همگان های بی تفاوت، برخلاف گروه قبلی در همه جا ارتباط ناچیزی برقرار می کنند.
ج ـ همگان های تک مساله، گروهی که فقط یک مساله دارند، اقتصادی، فرهنگی یا سیاسی. بنابراین باید پیام را با ویژگی آنان تهیه و ارسال کرد.
د ـ همگان های ناگزیر و درگیر، در جایی که اکثریت جامعه در هر شرایطی درگیرند و به ناچار زیر پوشش پیام های ارتباطی قرار گرفته اند.
براساس قومیت و استفاده از رسانه ها: در کشورهای مختلف با توجه به قومیت ها، توجه خاصی به رسانه های محلی می شود و اصولا اقلیت ها کمتر به رسانه های ملی کشورشان توجه می کنند. در مورد موسیقی، تفاوت بین قومیت ها بالاست بنابراین یک برنامه ریز ارتباطی در این شرایط باید با توجه به این اصل، رسانه مناسب ارسال پیام خود را انتخاب کند.

** اتخاذ تصمیمات کلان آموزشی بدون توجه به تنوع و تعدد مخاطبان
بررسی ها نشان می دهد اقدام چندانی در راستای تقسیم بندی فوق در آموزش و پرورش صورت نگرفته است که این امر دلایلی مانند سیستم متمرکز اداری، تقلیل گرایی مفهومی، ارتباط نداشتن با محیط پیرامونی دارد که در جای خود باید به آن پرداخته شود.
به عنوان مثال از ابتدایی ترین تصمیمات تا کلان ترین آنها در آموزش و پرورش به صورت یکسان و بدون توجه به تنوع و تعدد مخاطبان در گستره ملی اتخاذ می شود که به نمونه هایی از این تصمیمات اشاره می شود:
یکسانی نسبی کتب درسی، شیوه یکسان ساماندهی نیروی انسانی، ساعات کار یکسان مدارس در کل کشور چهارفصل، تعطیلی یا تعطیل نبودن مدارس کلان شهر تهران در مواقع بارندگی های شدید یا مواقع آلودگی شدید هوا (در حالی که بخش های مختلف یک منطقه نیز شبیه نیستند) و ده ها تصمیم یکسان دیگر.
همین نوع نظام تصمیم گیری بدون توجه به مخاطب در مدارس و کلاس های درس نیز تسری یافته است. به عنوان نمونه مشاهدات استقرایی در مدارس ابتدایی شهر تهران نشان می دهد، محبوب ترین روز از ایام هفته برای دانش آموزان روز چهارشنبه است که یک دلیل آن تعطیلی دو روز بعدی آن است.
از سوی دیگر جمعه بر خلاف تلقی مدیران و معلمان مدارس روز خوبی محسوب نمی شود چون فردای آن روز(شنبه) روز شروع مدرسه است. از سوی دیگر میزان علاقه به دانش آموزان به دروس مختلف نشان داد، ریاضی محبوبیت کمتری داشته و دروسی مانند هنر، تربیت بدنی و علوم بالاترین محبوبیت را دارند.
این امر، توصیف وضعیت موجود است. اما مدیران و معلمان معمولا ساعت اول روز شنبه را به درس ریاضی اختصاص می دهند. یعنی درسی با محبوبیت پایین در روزی با کمترین علاقه قرار داده شده است. جالب این خواهد بود که معلمان نیز روز شنبه را روز خوشایندی نپندارند.
نتیجه این نوع برنامه ریزی کلاسی، حضور دانش آموزان در کلاس ریاضی با علاقه کم خواهد بود که نتیجه آن کاهش انگیزه یادگیری و ضعف مفرط دانش آموزان در درس ریاضی است.
هر چند این نوع نظام برنامه ریزی از قدیم مرسوم بوده و در مقاطع بالاتر دروس فنی تر در روز شنبه و ساعات اول قرار داده می شد تا میزان یادگیری افزایش یابد. شاید یکی از دلایل ضعف ایرانیان در عدد شناسی و مفاهیم اصلی ریاضی و حتی علوم انسانی نیز ناظر بر این بحث باشد.
توجه به مخاطب اصلی نهاد آموزش و پرورش -یعنی دانش آموز- بسیاری از مفروضات برنامه ریزان را دگرگون خواهد کرد.

** نتیجه و پیشنهاد
مخاطب شناسی و مخاطب سنجی بحثی مغفول در نظام تصمیم گیری آموزش و پرورش است برای مطلوبیت و کارایی تصمیمات این نظام، باید مباحث جامعه شناسانه مورد توجه قرار گرفته و نظام ارزیابی از برنامه ها نیز مبتنی بر مخاطبان و کیفیت یادگیری طراحی شود و در نقدها نیز از این منظر به موضوع نگریسته شود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *